بابای دریا
بدن بابای دریا از پشم سیاه پوشیده شده است. به هنگام غروب آفتاب و شبها از آب خارج میشود و اگر کسی را در کنار آب ببیند با خود میبرد. بعضی وقتها هم از بدنه کشتی بالا آمده و ملوانان را غافلگیر ساخته و با خود میبرد. هیولای یادشده، یکونیم تا دو تن وزن داشته، حدود 4 متر بلندی و 2 متر پهنا دارد. دستوپایش مانند انسان است، اما انگشتانش کوچک است. صورت او شبیه به گاومیش بوده اما هیکل آن چندین برابر گاومیش است. بابای دریا به شدت از تیشه و اره هراسان است و به محض دیدن آنها و یا صدای برخورد دو قطعه آهن از محل دور میشود. چند مورد دریانوردان نیرومند بابای دریا را به دام انداختند و او را تکهتکه کردند، اما به محض تماس با آب دریا به شکل نخستین خود درآمده و گریخته است
....
مادر دریا و غواصان مروارید دریای پارس
غواصان قدیمی مروارید که بدون هرگونه تجهیزاتی به زیر آب میرفتند، از وجود زنی در زیر آب که بچه شیرخوارهای را در آغوش داشته خبر میدادند. بسیاری که برای نخستین بار آن را دیده بودند و در باره آن هیچ آگاهی نداشتند در همان برخورد نخست سکته کرده و جانسپرده بودند. این زن میتواند صورت تغییر یافته آناهیتا[3]، الهه باروری و خدای آبها، در ایران باستان، باشد. گاهی این زن به نزد غواصان آمده از آنها میخواهد برای فرزندش گهوارهای تهیه نموده به زیر آب ببرد. اگر غواص چنین نماید، مادر دریا (ننه دریا) چند مروارید درشت به او خواهد داد.
در قدیم که غواصان بدون هیچ ابزاری به ژرفای دریا میرفتند و تحت فشار آب، کمبود هوا و دیگر مشکلات، مناظری میدیدند که امروزه از دیدگاه ما اغراقآمیز و باورنکردنی است. یکی از اینها داستان مادر حامل گهواره است. داستانی از یک غواص است که در یکی از هیرات (هیر = برآمده از سطح دریا) در جنوب خلیج فارس در ژرفای دریا مشغول به صید مروارید بوده که چشمش به گهوارهای افتاده که زنی مشغول به تکان دادن آن بوده است. در حالت ترس و وحشت دستی را بر شانه خود احساس میکند. آن شخص زنی بالاتنه مانند انسان و پایینتنه به شکل ماهی بوده است. این زن با زبانی که فارسی، عربی و یا افریقایی نبوده با او صحبت کرده و از او خواسته نزد آنها بماند. غواص با اشاره میگوید که دیگر نفسی برای ماندن ندارد، اما زن با نفس خود به دور او حبابی میسازد، و میگوید اندکی پیش ما بمان. ناگهان، چند زن دریایی با سبدهای رنگارنگ به مناسبت تولد بچه زن دریایی و برای سر سلامتی میآمدند. در روی کشتی که از دیر آمدن غواص نگران شده بودند، طنابی را که یک سر آن به پای غواص بسته شده بود کشیدند و غواص بیهوش را بر روی عرشه آوردند. پس از به هوش آمدن داستان مادر حامل گهواره را برای دوستانش تعریف کرد.
اگر زن یا مرد دریایی با غواصی ارتباط برقرار کنند صیدش رونق میگیرد. اما همیشه این احتمال وجود دارد که آنها از او بخواهند در زیر آب مانده با آنها زندگی کند. اگر صیاد امتناع کند دیگر مرواریدی نخواهد یافت و اگر بپذیرد چار خفگی و بیهوشی شده و اگر دوستانش او را به عرشه نکشند، خفه شده و خواهد مرد.
همچنین اگر گهوارهای به تور یا قلاب صیادان گیر کند آن را نشانهای از وجود بچه بنینگی (گهوارهای) دانسته گهواره را به آغوش دریا باز میگردانند و سریع از آن محل دور میشوند