مجموعه ورودی، تجاری و اقامتی چابهار در بستر جنوب شرقی ایران و در مرز پرمعنای خشکی و دریا، تلاشیست برای خلق تجربهای فضایی که در آن، معماری بهمثابه راوی هویت فرهنگی، بازتابی از حافظه تاریخی و آیندهای رو به گشودگی باشد. این پروژه، نه صرفاً پاسخی به عملکردهای مورد انتظار، بلکه تلاشیست برای خلق زبان فضایی معاصر در پیوندی عمیق با جغرافیای انسانی و طبیعی چابهار.
ورودی پروژه، همچون آستانهای آیینی، بر پایهی نشانههای معماری ایرانی تعریف شده است؛ قوسهای بیز و جناغی، نه بهعنوان فرمی تزئینی، که بهمثابه اشاراتی رمزآلود به دروازههای تمدن در طول تاریخ، در این نقطه بازخوانی شدهاند. المانهای عمودی، با الهام از میلها و منارههای کهن، در نقش نگهبانان خاموشی ظاهر میشوند که همچون گذشته، راه را برای مسافر نشان میدهند اما این بار، نه از طریق ارتفاع، که از طریق معنا. آنها تعظیمکنندگان فضاییاند؛ نماد خوشآمدگویی، احترام و دعوت.
مجتمع تجاری، قلب تپنده مجموعه است؛ فضایی برای تلاقی نیازهای مادی و فرهنگی. در این بخش، معماری تنها ظرفی برای مبادله کالا نیست، بلکه بستر تعامل اجتماعی و حتی تجربه معنویت است. نمازخانه، در امتداد محور قبله، با جدارههایی شفاف که نور را از سمت محراب عبور میدهند، تجربهای از کیفیت قدسی نور را خلق میکند. در این همنشینیِ آگاهانه، لایههای اجتماعی، عملکردی و روحانی در هم تنیده میشوند و معماری، مرز میان مصرف و تأمل را درهم میشکند.
در بخش واحدهای اقامتی، فرمهای خالص و آرام، پاسخی به اقلیم سخت و در عین حال تأملیست در باب معنای سکون. پوستههای مشبک با الهام از نقوش شمسه و چلیپا که ریشه در صنایع دستی و باورهای بصری مردم بلوچ دارند نقشی دوگانه ایفا میکنند: از یکسو فیلتر نور و تهویه، و از سوی دیگر نقشبرجستهای از حافظهی قومی بر چهرهی معماری. در طول روز، نور و سایه بر سطوح میرقصند، و شبها، رنگ و درخشش این پوستهها اقامتگاه را به فضایی زنده و خیالانگیز بدل میکنند.