شعر جشن بازنشستگی
ای یار دیرین، همسفر، همسنگر ما
رفت از نگاهت خستگیهای سفرها
سالها در راه خدمت کوشیدی با جان
نقشی زدی بر دفتر امید انسان
دستان پر مهرت پر از شور و صفا بود
قلبت همیشه مملو از مهر و وفا بود
اینک به شادی میرو از دنیای مشقت
با افتخار و خاطراتی پر ز عزت
هر لحظهات لبریز از آرامش و شادی
روز و شبت غرق بهار و مهربانی
باشد که از این پس به شوق زندگی
آرام بمانی، دور از هر دلهرهای